موسیقی آرمانی – حسین عاقلی: هانس زیمر، آهنگساز برنده جایزه اسکار، در گفتوگویی با Classic FM از چگونگی شکلگیری موسیقی متن فیلم «Interstellar» به کارگردانی کریستوفر نولان سخن گفته است؛ موسیقیای که پس از گذشت یک دهه، همچنان یکی از شاخصترین آثار او در حوزه موسیقی فیلم به شمار میرود.
نکته جالب در روایت زیمر این است که ایده اولیه این موسیقی، برخلاف تصور، ارتباطی با فضا، سیاهچالهها یا جهانهای ناشناخته نداشت. نقطه شروع پروژه، گفتوگویی میان او و کریستوفر نولان بود که در آن، کارگردان از زیمر خواست بدون اطلاع از داستان فیلم، اثری شخصی و احساسی خلق کند.
زیمر در توضیح این اتفاق میگوید نولان از او خواسته بود چیزی شبیه یک نامه یا افسانه بنویسد؛ اثری که به جای روایت داستان فیلم، صرفاً یک احساس انسانی را منتقل کند. نتیجه، قطعهای ساده و صمیمی برای پیانو بود که زیمر آن را با الهام از رابطه خود با پسرش نوشت.
او درباره حالوهوای آن قطعه گفته است: «خیلی کوچک بود، خیلی صادقانه و از دل.»
نولان پس از شنیدن این موسیقی، تحت تأثیر قرار گرفت و به گفته زیمر، همان ایده اولیه تبدیل به یکی از پایههای اصلی پروژهای شد که بعدها «Interstellar» نام گرفت.
وقتی ارگ جای کلیشههای موسیقی فضایی را گرفت
یکی از تصمیمهای مهم در روند تولید موسیقی فیلم، فاصله گرفتن از الگوهای آشنای موسیقی علمی–تخیلی بود. زیمر و نولان نمیخواستند برای نمایش عظمت فضا، صرفاً به استفاده از سازها و تکنیکهای رایج در آثار مشابه تکیه کنند.
در همین مرحله بود که نولان پیشنهاد استفاده از ارگ کلیسا را مطرح کرد؛ سازی که تا آن زمان انتخابی غیرمنتظره برای یک فیلم فضایی به نظر میرسید.
زیمر ابتدا با این ایده شوخی کرد و صدای ارگ را با فضای فیلمهای کلاسیک ترسناک مانند «دراکولا» و «فرانکنشتاین» مرتبط دانست. اما بهتدریج متوجه شد که ویژگیهای فیزیکی این ساز میتواند ارتباط جالبی با جهان «Interstellar» ایجاد کند.
به گفته او، لولههای عظیم ارگ، بهویژه نمونههای ۳۲ و ۶۴ فوتی، از نظر ظاهری یادآور موشک هستند و عملکرد ساز نیز بر پایه عبور هوا شکل میگیرد؛ هوایی که به تعبیر زیمر، به ساز امکان «نفس کشیدن» میدهد.
او این ویژگی را ترکیبی از یک ماشین عظیم و عنصری کاملاً انسانی میدانست؛ ترکیبی که با فضای مفهومی فیلم تناسب داشت.
کلیسای تمپل و صدایی که به فضا جان داد
برای ضبط بخشهای مربوط به ارگ، کلیسای تمپل در لندن انتخاب شد؛ فضایی که آکوستیک ویژه آن نقش مهمی در شکلگیری صدای نهایی موسیقی داشت.
زیمر در این پروژه همچنین نقش نوازنده ارگ، راجر سیِر (Roger Sayer)، را بسیار مهم میداند و حتی گفته است که بدون حضور او ممکن بود ادامه پروژه برایش امکانپذیر نباشد.
در نهایت، ارگ در «Interstellar» نه صرفاً بهعنوان نشانهای مذهبی، بلکه بهعنوان ابزاری برای بیان مفاهیمی مانند تنهایی، عشق، فاصله، زمان و ارتباط انسانی مورد استفاده قرار گرفت.
موسیقی عظیم فیلمی با هارمونی ساده
یکی از نکات قابل توجه درباره موسیقی «Interstellar»، تضاد میان ابعاد عظیم فیلم و سادگی ساختار هارمونیک آن است.
زیمر توضیح میدهد که بخش مهمی از موسیقی در نهایت بر پایه سه آکورد شکل گرفته است. تکرار این چرخه هارمونیک، حسی از بازگشت و رسیدن به «خانه» ایجاد میکند؛ حسی که در طول روایت فیلم بارها شکل میگیرد و دوباره از بین میرود.
او این تجربه را چنین توصیف میکند: «هر ۱۲ ثانیه حس میکردی به خانه رسیدهای، فقط برای اینکه دوباره از تو گرفته شود.»
از نگاه زیمر، همین مفهوم یکی از عناصر مرکزی «Interstellar» است؛ انسانهایی که در فاصلهای عظیم از خانه قرار گرفتهاند، اما همچنان تلاش میکنند ارتباط خود را با آن حفظ کنند.
موسیقیای درباره فاصله، اما از جنس احساس
زیمر معتقد است که هسته اصلی موسیقی «Interstellar» هیچگاه از ایده اولیه آن فاصله نگرفت؛ ایدهای که در ابتدا نه درباره کهکشان و سفر فضایی، بلکه درباره ارتباط میان انسانها بود.
او میگوید این موسیقی در اصل از یک نفر برای فردی دیگر نوشته شده است؛ پلی که قرار است فاصلهها را پشت سر بگذارد، حتی زمانی که این فاصلهها از تصور انسان فراتر میروند.
به این ترتیب، موسیقی «Interstellar» از یک ایده بسیار شخصی آغاز شد و در نهایت به صدایی بدل شد که مفاهیمی بسیار بزرگتر از یک رابطه فردی را در خود جای داد؛ موسیقیای که در آن، عظمت کیهان در کنار سادهترین و انسانیترین احساسات قرار میگیرد: عشق، دلتنگی، تعلق و میل به بازگشت به خانه.

